دچار يعني عاشق

.: خانه :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
استامینیفن
پینکفلویدیش
شاعر عزيز جناب سيدعلی صالحی
پنیر خامه ای
ماندانا

 
 

سال جدید

 
یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠

وارد اولین سال دهه ٩٠ شدیم. امیدوارم که سال های خوبی باشه برای همه ایرانی ها.

ماندانا
 

 
 

دلتنگم

 
سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

ولی با خواری و ذلت پی شبنم نمی گردم

ماندانا
 

 
 

 

 
سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸

این چند روز تعطیلی رو رفتیم شمال، هرچی اونجا خوش گذشت برگشتیم از دل و دماغمون در اومد. این عکسها و فیلمها و خبرها حالمونو خراب کرد.

خدایا نمی دونم چی داره میگذره تو این مملکت؟

هر بار سایتها رو رفرش میکردم به خبر بد دیگه! ناراحت

دوستی می گفت واسه هر انقلاب باید خون داده بشه!حرفشو رد نمی کنم اما آخه اون پدر مادرایی که با هزار امید این بچه ها رو تو این کشور با همه سختیهای دوران جنگ و انقلاب و بدبختیهای دیگه بزرگ کردن چه گناهی کردن؟! غم از دست دادن فرزند چیزی نیست که به راحتی از یاد بره. تا آخر عمر میمونه و میسوزونه قلب آدمو!

خدا واقعا بهشون صبر بده!

ماندانا
 

 
 

 

 
چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸

!حالم خوب نیست

ماندانا
 

 
 

 

 
شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸

کلافهاعصابم داغونه خداااااااایا!

و مطلبی از سایت نواندیش:

برای غلبه بر بی حوصلگی در زندگی از این راهکارها سود ببرید:

 ‌1‌-سعی کنید هر از گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.

‌2-‌ بیکاری و فقدان فعالیت، یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی است. دست به کار شوید، با نشستن و به ‌نقطه ای خیره شدن، چیزی عوض نمی‌شود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.

‌3-‌ حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیت‌های شما بی معنی می‌باشند می‌تواند شما را تا مرز خود‌کشی پیش برد. نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه شماست که به ‌زندگی خود معنا بخشید.

‌4‌-هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.

 ‌5-‌ خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد می‌کند؛ مانند مسابقات ورزشی و یا پذیرش ایده‌های جدید.

‌6-‌ به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصله شماست ‌که همه چیز را کسل کننده می‌بیند. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونی است. افکار خود را تغییر دهید تا ‌احساسات شما نیز تغییر یابند.

‌7‌-حس کنجکاوی خود را برانگیزید. نسبت به پیرامون خود بی تفاوت نباشید.سعی کنید از همه چیز سر در ‌بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.  

مفید به نظر شما؟!!نگران

ماندانا
 

 
 

سالگرد ازدواج

 
دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸

هوراامروز چهارمین سالگرد ازدواج من و همسر میباشد. قلب

ماندانا
 

 
 

 

 
شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸

لبخند من هنوز وبلاگم رو خیلی دوست دارم. اما نمی دونم چرا دیگه نمی تونم حرفامو اینجا بنویسم!

هر بار میام سر میزنم اما روحیه نوشتن رو ندارم.

باید دلیلش رو کشف کنم.

حالا نمی دونم چرا همه دوستای وبلاگ نویس یه هو دست از نوشتن کشیدن... ناراحت



برگزیده (از آقای سید علی صالحی)
سخن از رعد خفته‌ای‌ست
فراتر از این رعشه‌ی جنون
که مَنَش
مثقالی اگر بر گریبانِ این سیاره درافکنم
هزار منظومه از ترازوی جهان
خواهد گریخت.


من در توازنِ هول و
حیات
اکسیرِ ستاره و بارانم
که از مصافِ شب دیجور
باز می‌آید.


من
وطن
در اندوه خویش
برگزیده‌ام

ماندانا
 

 
 

 

 
سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧

چرا این روزا این همه خسته میشیم؟

این روزا من هر کاری می کنم ماکزیمم دیگه ١٠ باید بخوابم. جالب اینجاست که با این همه بازم صبح به زحمت از خواب پا می شم.خمیازه

کارا هم که طبق معمول زیاد. هر روزم زودتر از ٧ نمی رسم خونه. همسر محترم هم تا میگه خوب نرو سر کار اگه خسته میشی! می گم وای نه این همه خستگیه سر کار رو به موندن تو خونه ترجیح می دم. یعنی اینکه تو که دیوونه ی کار کردنی پس چرا دیگه غر می زنی؟!

دیروز یه سمینار مدیریت استرس داشتیم تو شرکت که در جهت کنترل استرس در کار و زندگی بحث و صحبت بود. بعد از کلی مباحثه آخرش من که به هیچ نتیجه ای نرسیدم! چون استرس های من همه غیر قابل کنترل بود و اصلا تو گروهی که خود استرس زا بودن قرار نمی گرفتم. نتیجه هم این شد که استرس هست دیگه دندت نرم تحمل کن!

اگه کسی یه دکتر خوب مغز و اعصاب می شناسه به من معرفی کنه ببینم می تونم از شر این میگرن تا حدودی راحت شم یا نه! مرسی چشمک

ماندانا
 

 
 

 

 
دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧

سلام

آخرین بار که وبلاگمو به روز کردم عید امسال بود. یعنی ٧ ماهه به اینجا سر نزدم. نمی دونم چرا اما با این ساختار و شکل و شمایل پرشین بلاگ حال نکردم. خیلی قاطی پاتیه!

خوانندگان وبلاگ هم که به صفر رسیدن. همه روز به روز پیشرفت کردن من پس رفت لبخند.

الان هم که اومدم بنویسم نمی دونم چرا باز مثل اون روزای اول حرفم نمیاد. حالا امروز را همینجوری سر می کنم تا روزای بعد.

اما واقعا دوست دارم دوباره ارتباط ها با بچه های وبلاگ نویس و وبلاگ خون برقرار بشه.

پس فعلا!

ماندانا
 

 
 

سال جدید

 
چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧

در سال جدید:


-آرزو می کنم که همه به آرزوهاشون برسند. (البته با تلاش خودشون)
- همه بیماران دوباره سلامتیشون رو بدست بیارند.
- وضعیت جامعه از این وخامت دربیاد و فقر و بیچارگی از بین بره.

آمین!

ماندانا
 

 

LOGO">